زِربُلت زوتفني‌نوع تازه‌اي از نوزايي را عرضه كردند، كه در آن آرمان‌هاي مسيحي هوشمندانه با سنّت‌هاي كهن تلفيق شده‌بود. در حالي كه‌، انسانگرايان ايتاليايي (جز چند استثنا مانند وِرجِريو و ويتورينو) درصدد احياي آرمان‌ها و احساسات كافران بودند و حتي نوشته‌هاي‌ مسيحي را با روح كفر داوري مي‌كردند.1 گروته مشتاق بود بهترين آرمان‌هاي قديم را حفظ كند، ولي آنها را فرع بر مسيحيت بداند. عبادت جديد شاه‌كاري به ادبيات ديني عرضه كرد به نام‌ پيروي از مسيح‌، كه بيش از يك قرن موجب باروري انسانگرايي در هلند، در آلمان و حتي در شمال‌خاوري فرانسه شد.
نوزايي مسيحي كه در نيمه‌ٴ دوم سده‌ٴ چهاردهم از دِوِنتِر و زوُله انتشاريافت‌، اميدبخش‌ترين‌ جنبه‌ٴ انسانگرايي لاتيني بود و سبب شد تا آموزش لاتيني و هم در عين حال‌، خلوص مسيحيت‌ احيا شود. اين نوزايي ممكن بود مانع زوال زبان لاتيني و نهضت اصلاح كليسا گردد، ولي آن نيرو را نداشت و خيلي دير شده‌بود و زماني پديد آمد كه لاتيني و كليسا هردو از تباهي بسيار رنج‌ مي‌بردند. ولي مستقيم يا غيرمستقيم‌، الهام‌بخش بسياري از مردان بزرگ شد، از قبيل نيكولاي‌ كوزايي و اراسم‌، مارتين لوتر و سنت ايگناتيوس‌، حتي كومنيوس‌.
و. كتاب‌ها و كتاب‌خانه‌ها. پيدايش انسانگرايي براثر كشف نسخه‌هاي خطي قديمي تسريع شد و رشد آن پيوند نزديكي با حفظ و انتقال آن نسخه‌هاي تازه‌تر داشت و اين وقتي ميسر بود كه‌ عشق به كتاب‌ها و مراقبت از آنها دل‌هاي عده‌ٴ زيادي را تسخير كرده‌باشد. ديديم كه اين افراد نخست در ايتاليا و سپس در كشورهاي ديگر پديدار شدند. تاريخ انسانگرايي بيشتر تاريخ‌ عشق‌ها و تلاش‌هاي آنان است‌. در كتاب‌هايي از قبيل كتاب سنديس و در تعداد زيادي آثار ديگر كه به اشخاص و به كتاب‌خانه‌هاي ويژه‌اي اختصاص دارد، مي‌توان اين تاريخ را مطالعه كرد. البته‌ اين تنها مربوط به كتاب‌هاي لاتيني نبود، بلكه هم‌چنان‌كه در اين‌جا بيان كرديم‌، كتاب‌هاي لاتيني‌ بيشترين و مهم‌ترين كتاب‌هاي اروپاي باختري بودند. كتاب‌هاي درسي در مقياسي نسبتاً وسيع‌ مورد نياز بود و براي تهيه‌ٴ آنها روش‌هاي تجارتي ابداع شده بود. كتاب‌هاي دعا هم خواستاران‌ زيادي داشت و كوچكي آنها سبب شد تا هميشه دسترس‌پذير باشند. احتمالاً همين را در مورد انجيل مي‌توان گفت‌، ولي البته نه تمام كتاب مقدس‌. تهيه‌ٴ آن دشوار بود؛ ((بهاي متوسط يك كتاب‌ مقدس معادل درآمد يك سال يك كشيش ورزيده و حتي بيش از آن بود.)) درست است كه‌ كشيش معمولي چندان از كتاب مقدس استفاده نمي‌كرد و گاه نمي‌توان مطمئن بود كه اصلاً از آن‌ استفاده كرده باشد. امكان دارد برخي از كتاب‌هاي مقدس براثر استفاده فرسوده شده‌باشد، ولي


1. مثلاً آنان شكايت مي‌كردند كه ترجمه‌ٴ لاتيني كتاب مقدس (وولگات‌) بد است و مي‌گفتند مطالعه‌ٴ آن موجب خراب‌شدن ذوق مي‌شود، يا اصطلاحات كفار را حتي در مورد مسائل قدسي به كار مي‌گرفتند. پيترو بِمبو (1470 ـ 1547)، منشي پاپ در مورد مريم به جاي خداوندگار، از واژه‌ٴ ((جاوداني‌)) استفاده مي‌كرد.